یکصد و ده «ضرب‌المثل حقوقی» رايج در دنيا!

 

 


1_ قانون سه روز پیرتر از دنیاست. (استونی)

2_قلم و جوهر بهترین شهودند. (پرتقالی)

3_ قضاوت باید گوش بزرگ و دست کوچک داشته باشد. (المانی)

4_ حقیقت، دختر زمان است. (ایتالیایی)

5_قانون غالبا دندان خود را نشان می‌دهد ولی گاز نمی‌گیرد. (انگلیسی)

6_حقیقت سنگین است، لذا عده‌ای معدود حاضرند آن را حمل کنند. (عبری)

7_حقیقت را می‌توان خم کرد، ولی نمی‌توان آن‌ را شکست. (ایتالیایی)

8_ حرف حق شمشیری است، برنده. (فارسی)

9_قاضی که بی‌گناهی را محکوم سازد، وجدان خود را محکوم کرده است. (سوئدی)

10_حقیقت غالبا در یک استخر زشت پنهان است. (چینی)

11_ قانون چاه بی انتهاست، هر که گرفتارش شد کارش ساخته است. (چینی)

12_قاضی خوب همسایه بد است. (آمریکايی)

13_قانون روی میز است و عدالت زیر میز. (استونی)

14_قانون مانند تار عنکبوت است، سوسک از آن رد می شود ولی مگس گرفتار می‌گردد. (چک)

15_قانون همه را می لیسد. (اسکاتلندی)

16_حق پشت در منتظر است و باطل در جلسه شرکت می‌کند. (انگلیسی)

17_حقیقت و گل سرخ هر دو خار دارند. (اسپانیايی)

18_حق شناسی بار سنگینی است. (اسکاتلندی)

19_حق بالاتر از قانون است. (روسی)

20_قانونی که درباره شیر و گاو یک جور حکم کند، قانون نیست. (انگلیسی)

21_حقیقت در ته چاه نهفته است. (فرانسوی)

22_حقیقت گرزی است که فرود می‌اید و همه را می‌کشد. (فرانسوی)

23_حق همیشه توفیق نیافته است ولی موفقیت همیشه بر حق بوده است. (المانی)

24_حقیقت، بهتر از طلاست. (انگلیسی)

25_حقیقت، مهر خداست. (عبری)

26_حقیقت نیش می زند و دروغ درمان می کند. (ایتالیایی)

27_حقیقت شبحی است که افراد بسیاری را از خود می‌ترساند. (المانی)

۲۸ـ اگر نمی خواهی سرت کلاه برود، قیمت جنس را از سه مغازه بپرس. (چینی)

۲۹ـ انکه تهمت می‌زند هزار بار می‌کشد ولی قاتل فقط یک بار می‌کشد. (چینی)

۳۰ـ اگر مرد دنبال زن افتد به ازدواج گرفتار می‌شود ولی اگر زن به دنبال مرد افتد بدبخت و بیچاره می‌شود. (عبری)

۳۱ـ از شوخی قاضی فقط خودش می‌خندد و همنشینش. (ایتالیایی)

۳۲ـ بی عدالتی بها ندارد. (استونی)

۳۳ـ بی عدالتی دایه پزشک است. (المانی)

۳۴ـ تمام براهین دادگاهی قابل قبول‌اند. (ترانسوال)

۳۵ـ تخم مرغ دزد شتر مرغ دزد می شود. (فارسی)

۳۶ـ اگر در جوانی سوزنی بدزدی در پیری پول خواهی دزدید. (چینی)

۳۷ـ اگر وکیل دادگستری را با اردنگی پایین پله ها اندازید تا پایان عمر به شما خواهد چسبید. (انگلیسی)
۳۸ـ تمام قوانین عادلانه نیست. (اسکاتلندی)

۳۹ـ آفتابه دزدها را به دار می‌آویزیم و به دزدان بزرگ درود می فرستیم. (المانی)

۴۰ـ اگر میخواهی قاضی خوبی باشی باید به حرف های همه گوش بدهی. (برزیلی)

۴۱ـ جهنم و محکمه عدالت همیشه باز هستند. (المانی)

۴۲ـ از دو کس حقیقت را مپوشان یکی پزشک و دیگری وکیل عدلیه. (فرانسوی)

۴۳ـ ازدواج زودش اشتباه است و دیرش اشتباهی بزرگتر. (فرانسوی)

۴۴ـ آنکه می‌دزدد به دار آویخته نمی‌شود بلکه آنکه گرفتار می‌گردد به دار آویخته می‌شود. (چک)

۴۵ـ چو بد کردی مشو ایمن ز آفات ...... که واجب شد طبیعت را مکافات. (فارسی)

۴۶ـ حق با زور است. (انگلیسی)

47_ هر جا که جامعه باشد، حقوق هم است. (لاتینی)

48_ اگر میخواهی بر اسرار مردی واقف شوی، فقط از همسایگانش سوال کن. (چینی)

۴۹ـ انسان نباید با چکش اهنین در خانه قاضی را بزند. (المانی)

50_تمام اختلافات از « آری » و « نه » بر میخیزد. (فرانسوی)

۵۱ـ برایی آنکه پیش روی قاضی قرار نگیری پشت سر قانون راه برو. (انگلیسی)

۵۲ـ خدا می خواست ادمیان را تنبیه کند و قضاوت را به جانشان انداخت. (روسی)

۵۳ـ «اشتباه» می تواند حتی از یک شکاف بگذرد ولی «حقیقت» در یک دروازه گیر می‌کند. (اتازونی)

54_عدالت همیشه گرسنه است. (بلغارستانی)

55_ دل انسان آهن است و قوانین کشور کوره. (چینی)

56_دزد مرتکب فقط یک جنایت شده، و آنکه مالش به سرقت رفته مرتکب صد جنایت. (زیرا به دیگران تهمت دزدی می‌زند). (ارمنی)

57_شوهر قانون است برای همسرش. (روسی)

58_دزد به دزد می‌زند خدا خنده‌اش می‌گیرد. (فارسی)

59_دزد، بازار را آشفته می خواهد. (فارسی)

60_شمشیر عدالت غلاف ندارد. (فرانسوی)

61_صدای جلنگ جلنگ پول غالبا صدای عدالت را از بین می برد. (یوگسلاوی)

62_دزد از خانه مفلس خجل اید بیرون. (فارسی)

63_عدالت از آنچه در قانون نوشته شده معلوم می شود. (چینی)

64_فقط پزشکان می توانند آدم بکشند و از کیفر در امان باشند. (اسلواکی)

65_عدالت بی عدالتی می شود وقتی که بر سر یک نفر دو ضربه وارد کنی در حالی که مستحق فقط یک ضربه است. (بلژیک)

66_دزد ناشی به کاهدان می زند. (فارسی)

67_دزد راه باش، دزد سفره مباش. (آذربایجانی)

68_عرف و عادت مادری است که همه باید از او اطاعت کنند. (برنئو)

69_وقتی که رفیق، قاضی شود باید فاتحه قانون را خواند. (ایتالیایی)

70_دزدان بزرگ افتابه دزد را به دار می آویزند. (چک)

71_عدالت بهتر از عبادت است. (عبری)

72_دادگستری خیلی زیاد، غالبا ستم خیلی زیاد است. (فرانسوی)

73_عدالت کور است و کسی را نمی بیند. (انگلیسی)

74_دزد خوب نگهبان خوب می شود. (نگروئی)


75_روباه نباید موقع محاکمه مرغ قاضی دادگاه باشد. (چینی)

76_ستم بر ستم پیشه عدل است و داد. (فارسی)

77_ عرف و عادت قانون ثانوی است. (لاتینی)

78_عرف و عادت قوی تر از قانون است. (روسی)

۷۹_گواه شاهد صادق در استین باشد. (فارسی)

۸۰_مهربانی بزرگتر از قانون است. (چینی)

۸۱_مراسم و قانون همسایه یکدیگرند. (مونتونگروئی)

۸۲ـ وقتی رشوه از در وارد می شود عدالت از پنجره فرار می کند. (ترکی)

۸۳ـ وصیت نامه خطرناک تر از پزشک است، بسیاری از افراد بیشتر در اثر نوشتن وصیت نامه مرده‌اند تا به علت بیمار بودن. (اسپانیولی)

۸۴ـ وکلا مانند درشکه چی ها نیستند، آنها انعام‌شان را قبل از حرکت می‌گیرند. (اتازونی)

۸۵ـ وجدان بد در آن واحد تهمت زننده، قاضی، شاهد و به دارزننده است. (هلندی)

۸۶ـ هر قدر بر تعداد قوانین افزوده شود به همان نسبت عده تبهکاران رو به افزایش می‌گذارند. (چینی)

۸۷ـ هر کس بر بازوی عدالت بایستد با مغز بر زمین می افتد. (چینی)

۸۸ـ وقتی که سراغ طبیب می روی سراغ قاضی هم برو تا وصیت نامه ات را تهیه کند. (المانی)

۸۹ـ وکیل خوب همسایه بد است. (فرانسوی)

۹۰ـ یک جیب پر از حق احتیاج به یک جیب پر از طلا دارد. (چک)

۹۱ـ یک قاضی و چرخ گاری باید خوب چرب شوند. (المانی)

۹۲ـ هرکجا قدرت هست در انجا قاضی هست. (روسی)

۹۳ـ هیچ سارقی بدتر از یک کتاب بد نیست. (ایتالیایی)

۹۴ـ وقتی پول حرف می زند حقیقت سکوت اختیار می کند. (روسی)

۹۵ـ وارث وارث من، وارث من است. (لاتینی)

۹۶ـ وجدان به اندازه هزار شاهد خوب و با ارزش است. (ایتالیایی)

۹۷ـ هرگز با مرد نیرومند کشتی مگیر و مرد پولدار را به دادگاه مکشان. (لاتویا)

۹۸ـ هر کس پول دارد بر حق است. (لتوانی)

۹۹ـ هیچ قاضی‌ایی نجات نمی یابد مگر اینکه جهنم پر شده باشد. (مونتونگرویی)

۱۰۰ـ یک دست پر از پول قوی تر از دو دست پر از حقیقت است. (سوئدی)

۱۰۱_ مکندگان خون مردم دو گونه‌اند: زالوها و ماموران مالیات. (فرانسوی)

۱۰۲_ وجدان اگر زخمی شد دیگر خوب شدنی نیست. (چینی)

۱۰۳_ وقتی که متهم قاضی شود فاتحه قانون خوانده شود. (چینی)

۱۰۴_ وقتی که قاطر قاضی می‌میرد همه به تشیع جنازه‌اش می روند ولی وقتی که خود قاضی می‌میرد هیچ کس به تشیع جنازه اش نمی رود. (تازی)

۱۰۵ـ وجدان یگانه محکمه ای‌ست که در آن به وکیل دادگستری احتیاجی نیست. (انگلیسی)

۱۰۶ـ هرآنچه حاکم عادل کند همه داد است. (فارسی)

۱۰۷ـ همه برای عدالت ارزش قائلند ولی وقتی که می‌آید در را به رویش می بندند. (سوئدی)

۱۰۸ـ ممکن است به حقیقت تو سری زد ولی هرگز نمی‌توان خفه اش کرد. (لاتینی)

۱۰۹ـ دیوانه جریمه می دهد و عاقل رشوه. (آذربایجانی)

۱۱۰ـ قاضی و وکیل دو بال فرشته عدالت هستند. (لاتینی)



تمام ضرب المثل های فوق از بخشی از کتاب «گلچینی از ضرب المثل‌های جهان » وام گرفته شده است.

 

ضرب المثل چند مرده حلاجی

 

 هرگاه کسی بر سر لاف زنی و خودستایی برآید از باب تعریض و کنایه در جوابش می گویند: «ببینیم چند مرده حلاجی» و یا به اصطلاح دیگر: «باید دید چند مرده حلاجی» یعنی باید دید که در انجام کار تا چه اندازه موفق خواهی بود.

به گفته علامه دهخدا در امثال و حکم عبارت چند مرده حلاج بودن کنایه از انجام دادن کاری است که در حدود توانایی چند مرد باشد و شاید تشبیه به عمل چند مرد حلاج باشد که یک تن آن را انجام دهد.

ولی به جهاتی که ذیلاً خواهد آمد مدلل می گردد که این حلاج آن پنبه زن کوچه و بازار نیست بلکه ناظر بر حسین بن منصور حلاج است که به غلط او را در افواه عامه و حتی در ادبیات ایران به نام منصور حلاج می خوانند و منصوروار(!) بر سر دارش میکنند. در حالی که منصور پدرش بود که در خوزستان با شغل حلاجی و پنبه زنی روزگار میگذرانید و امرار معاش میکرد.

حسین بن منصور حلاج، از نامی ترین عارفان وارسته ایران است که به سال 244 هجری در ولایت طور از توابع بیضای فارس متولد شد. پدرش به کار حلاجی و پنبه فروشی در خوزستان می زیست.

حلاج در دوازده سالگی قرآن کریم را از بر کرد و در شهر به کسب علوم و کمالات پرداخت. سپس به بصره رفت و در مدرسه حسن بصری رموز تصوف را آموخت و از دست عمرو بن عثمان مکی خرقه پوشید و رفته رفته در سلک بزرگان عرفا و صوفیه عصر و زمان خود نظیر جنید بغدادی درآمد.

حلاج در طول مدت عمرش بین بغداد و بصره و اهواز و خراسان در حرکت بود و با صوفیان قشری و ظاهربین به مخالفت برمی خاست. روی هم رفته بیست و دوبار مراسم حج به عمل آورد که برای بار دوم از بغداد با چهار صد مرید به زیارت مکه شتافته بود.

افوال و گفته های اهل علم درباره حلاج مختلف است: گروهی وی را از اولیا پندارند و پاره ای خارق عادات، و کرامات به وی نسبت می دهند. جمعی کاهن و کذاب و شعبده بازش شمارند و بعضی به خدایی او قایل شده به کلماتش استناد می کنند.

حلاج تا آخرین لحظات زندگی بر حقانیت عقیده و آرمان خودش پایدار ماند و معراج مردان را بر سر دار می دانست.
باری، سرانجام به حلاج بهتان بستند که شعبده باز است و کفر می گوید و در شورش بغداد که به سال 296 هجری روی داد متهمش کردند.

جیم شدن


( هر گاه کسی از جمعیتی بگریزد و یا به علت انجام جرم یا گناهی پا به فرار نهاده و پنهان شود، در اصطلاح می گویند: فلانی جیم شده است)

هارون الرشید  برای ادامه ی خلافت و حفظ مقام و قدرت خود تصمیم گرفت تا جعفر صادق امام ششم شیعیان و یاران نزدیک او را از میان بردارد. بهلول که مردی عاقل و عارف و کامل و در حاضرجوابی و حل مسائل دشوار سرآمد دانشمندان عصر خود و از بستگان هارون الرشید نیز بود در میان یاران جعفر صادق قرار داشت.

هواداران جعفر صادق درباره فتوای هارون الرشید که برای قتل آنان صادر شده بود از وی که در آن هنگام در مدینه پنهان شده بود چاره جویی کردند و جعفر صادق که می دانست کارگزاران و جاسوسان  خلیفه مراقب اوضاع هستند در پیامی رمز دار و سربسته نوشت که : « جیم شوید».

برخی از هواداران حرف «ج»  را «جلاء وطن»  دانسته و عراق را ترک نمودند. شماری نیز منظور جعفر صادق را «جبل» تعبیر کردند و به کوهستان ها گریختند. بهلول نیز آن را «جنون»  تعبیر کرد و سوار بر اسبی چوبی گردید و خود را به دیوانگی زد.



( هر گاه کسی از جمعیتی بگریزد و یا به علت انجام جرم یا گناهی پا به فرار نهاده و پنهان شود، در اصطلاح می گویند: فلانی جیم شده است)

هارون الرشید  برای ادامه ی خلافت و حفظ مقام و قدرت خود تصمیم گرفت تا جعفر صادق امام ششم شیعیان و یاران نزدیک او را از میان بردارد. بهلول که مردی عاقل و عارف و کامل و در حاضرجوابی و حل مسائل دشوار سرآمد دانشمندان عصر خود و از بستگان هارون الرشید نیز بود در میان یاران جعفر صادق قرار داشت.

هواداران جعفر صادق درباره فتوای هارون الرشید که برای قتل آنان صادر شده بود از وی که در آن هنگام در مدینه پنهان شده بود چاره جویی کردند و جعفر صادق که می دانست کارگزاران و جاسوسان  خلیفه مراقب اوضاع هستند در پیامی رمز دار و سربسته نوشت که : « جیم شوید».

برخی از هواداران حرف «ج»  را «جلاء وطن»  دانسته و عراق را ترک نمودند. شماری نیز منظور جعفر صادق را «جبل» تعبیر کردند و به کوهستان ها گریختند. بهلول نیز آن را «جنون»  تعبیر کرد و سوار بر اسبی چوبی گردید و خود را به دیوانگی زد.


چه پشمی؟ چه کشکی!

 

    چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت. خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف برد. دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. در حال مستاصل شد....
      از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت: ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم. قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت.
      گفت: ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی...
      نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم... . قدری پایین تر آمد. وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت:ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری میکنی؟ آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم.
      وقتی کمی پایین تر آمد گفت:
بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
      وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟
      ما از هول خودمان یک غلطی کردیم… . غلط زیادی که جریمه ندارد…..

 

ضرب المثل

 

خر ما از کره گی دم نداشت!!!

مردی خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از بیرون کشیدن آن درمانده. مساعدت را (برای کمک کردن) دست در دُم خر زده قُوَت کرد (زور زد). دُم از جای کنده آمد.
فغان از صاحب خر برخاست که ” تاوان بده !”

مرد به قصد فرار به کوچه یی دوید، بن بست یافت.

خود را به خانه ایی درافکند.

زنی آن جا کنار حوض خانه چیزی می شست و بار حمل داشت (حامله بود). از آن هیاهو و آواز در بترسید، بار بگذاشت (سِقط کرد). خانه خدا (صاحبِ خانه) نیز با صاحب خر هم آواز شد.خر ما از کره گی دم نداشت!!!!!

ضرب المثل عربی

 خطای زبان از خطر ناک تر از لغزش پاست

قمپوز یعنی چه...

آدمی ذاتا خوش دارد که از خود تعریف کند و به بعضی از اعمال و رفتار خود جنبه شاهکار وپهلوانی بدهد و گمان می برد اگرحرفهای گنده بزند وکارهای مهمی را بر خلاف حقیقت به خود نسبت دهد حقیقت مطلب همیشه مکتوم می ماند و رازش از پرده بیرون نمی افتد در حالی که چنین نیست 
و قیافه حقیقی این گونه افراد مغرور خودخواه به زودی نمودار میگردد . 
اینجاست که حاضران مجلس وشنوندگان به یکدیگر چشم می زنند و می گویند : یارو قمپز در می کند . یعنی حرفهایش توخالی است ، پایه و اساسی ندارد . بشنو وباور مکن . 
خلاصه قمپز در کردن به گفته علامه دهخدا به معنی :" دعاوی دروغین کردن ، بالیدن نابجا و فخر و مباهات بی مورد کردن " است . 

اگرچه قمپوز لغت ترکی است و در لغتنامه دهخدا به معنی آلتی موسیقی از ذوات الاوتار است اما بر اثر تحقیقات ومطالعات کافی ، قمپوز توپی بود کوهستانی و سرپر به نام قمپوز کوهی که دولت امپراطوری عثمانی در جنگهای با ایران مورد استفاده قرار میداد . 
این توپ اثر تخریبی نداشت زیرا گلوله در آن به کار نمی رفت بلکه مقدار زیادی باروت در آن می ریختند و پارچه های کهنه و مستعمل را با سنبه در آن به فشار جای می دادند و می کوبیدند تا کاملا سفت و محکم شود . سپس این توپها را در مناطق کوهستانی که موجب انعکاس و تقویت صدا می شد به طرف دشمن آتش می کردند . صدایی آنچنان مهیب و هولناک داشت که تمام کوهستان را به لرزه در می آورد و تا مدتی صحنه جنگ را تحت الشعاع قرار می داد ولی کاری صورت نمی داد زیرا گلوله نداشت . 
در جنگهای اولیه بین ایران و عثمانی صدای عجیب و مهیب آن در روحیه سربازان ایرانیان اثر می گذاشت و از پیشروی آنان تا حدود موثری جلوگیری می کرد ولی بعدها که ایرانیان به ماهیت و توخالی بودن آن پی بردند هرگاه صدای گوشخراشش را می شنیدند به یکدیگر می گفتند :" نترسید قمپوز درمی کنند." یعنی تو خالی است وگلوله ندارد . 
کلمه قمپوز مانند بسیاری از کلمات تحریف و تصحیف شده رفته رفته به صورت قمپز تغییر شکل داده ضرب المثل شده است

ضرب المثل عربی

 

آنکه اسیر عادت است لایق زندگی نیست.

با روباه روباه صفت باش!

سخن مانند تیر است همین که پرتاب شد دیگر به کمان باز نمی گردد.

 

ضرب المثل

 

مثل آفریقایی : شنا کردن را در عمیق ترین نقطه یاد بگیر .
مثل آفریقایی : به جایی که کوزۀ خودت را گذاشته ای سنگ پرتاب مکن .
مثل آفریقایی : حتی بهترین چوب ممکن است گرفتار موریانه گردد .
مثل آفریقایی : بر الاغ اگر پالان زرین هم بنهی باز هم الاغ است .
مثل آفریقایی : اگرچه دریا آرام می باشد ، ممکن است تمساحی در زیر آب کمین کرده باشد .
مثل آفریقایی : ممکن است دروغ یک سال بدود ولی راستی در یک روز از او جلو می افتد .
مثل آفریقایی : پیش از آنکه کسی را به کار بگماری دربارۀ دستمزدش با او سخن بدار .
مثل آفریقایی : ثروت چون شبنم در آفتاب است .
مثل مراکشی : اگر اقبال مرا رئیس قوم سازد ، از کجا معلوم که بلافاصله نابود نسازد ؟!
مثل مراکشی : شتر کوهان خودش را نمی بیند اما کوهان همسایه اش را به خوبی مشاهده می
کند .

ضرب المثل 3

مثل چینی : مردیکه کوه را از میان برداشت ، کسی بود که شروع به برداشتن سنگریزه ها کرد .
مثل چینی : آنکه دربارۀ همه چیز می اندیشد ، دربارۀ هیچ چیز تصمیم نمی گیرد .
مثل چینی : عمارت بزرگ را از سایه اش و مردان بزرگ را از سخنانشان می توان شناخت.
مثل چینی : انسان موفق لاقید نیست و انسان لاقید موفق نیست .
مثل چینی : اگر به خاموش کردن آتش می روی ، لباس غلفی بر تن مکن .
مثل چینی : با ثروت می توان بر شیاطین فرمانروایی کرد . بدون ثروت حتی نمی توان بره ای را احضار کرد .
مثل چینی : مردم به سخنان مرد پولدار همیشه گوش می کنند.
مثل چینی : «عجله» کاری را که «احتیاط» قدغن کرده انجام می دهد.
مثل چینی : یک مرد بزرگ عیوب مرد کوچک را نمی بیند.


ضرب المثل 2

ضرب المثل ژاپنی : باید حریف را به کمک حریف دیگری بدام انداخت
مثل هندی : سکوت هرگز اشتباه نمی کند و هر چه طولانی تر باشد ، بهتر قضاوت می کند
مثل قدیمی : اگر سخن نقره است ،خاموشی طلا است
 مثل انگلیسی : دوستانت باید مثل کتابهایی که می خوانی کم باشند و گزیده .
مثل انگلیسی : عالیترین سلاح برای مغلوب کردن دشمن خونسردی است .
مثل انگلیسی : به زن لال هم اگر راز خود را بسپاری فاش خواهد شد .
مثل انگلیسی : کسیکه در برابر حسود طاقت بیاورد و خونسرد باشد ، یا خیلی خوش قلب است و یا از آهن ساخته شده است

مثل فرانسوی : زن و پرنده بدون آنکه به عقب برگردند ، می توانند ببینند .
مثل فرانسوی : کسی که اندرز ارزان را رد کند طولی نمی کشد که پشیمانی را با قیمت گرانی خریداری خواهد کرد .
مثل فرانسوی : کسی که به خیال خود می خواهد فقط ضربه ای بزند ممکن است مرتکب قتلی شود .
مثل فرانسوی : مرد شکست خورده طالب جنگ بیشتر است .
مثل فرانسوی : خانه ات را برای ترساندن موش آتش نزن .
مثل فرانسوی : اگر مار را می کشی ، بچه اش را هم بکش .
مثل فرانسوی : وعده که کردی مقروض می شوی ، مقروض که شده وعده می کنی .
مثل فرانسوی :ازدواج زودش اشتباه بزرگی و دیرش اشتباه بزرگتری است .
مثل فرانسوی : زنگ آهن را می خورد و حسادت قلب را .
مثل فرانسوی : پول، به عقلا خدمت می کند و بر احمقان حکومت.
مثل فرانسوی : شوهر و بچه را هرچه در بازی های خود آرام بگذارید بیشتر به شما محبت پیدا میکنند .
مثل فرانسوی : داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .
مثل فرانسوی : بهتر است آدمی طرف حسادت مردم واقع شود تا طرف ترحم آنها .
مثل فرانسوی : هر کس نگهبان شراف خویش است .
مثل فرانسوی : یگانه مرد خوشبخت کسی است که تصور می کند خوشبخت است.
مثل فرانسوی : صاعقه به قلل بزرگ اصابت می کند.
مثل فرانسوی : ضایع ترین روز، روزی است که نخندیده ایم.

مثل چینی : آنکس که جرأت مبارزه در زندگی را ندارد ، بالاجبار طناب دار را به گردن می اندازد .
مثل چینی : آنکس که در هر جا دوستانی دارد ، همه جا را دوست داشتنی می یابد .
مثل چینی : راستی یگانه سکه ایست که همه جا قیمت دارد .
مثل چینی : موقعیکه دهانت می خورد بگذار با شکمت مشورت کند .
مثل چینی : مردان در اوقات خوشبختی نسبت به سایر افراد همدردی نشان می دهند و زنان در اوقات بدبختی .
مثل چینی : هیچ وقت بیش از زمانیکه سر و کارمان با احمق است احتیاج به هوش زیاد نداریم .
مثل چینی : بدبختی آن نیست که می توان از آن بر حذر بود ، بلکه آن است که گریزی از آن نیست .
مثل چینی : هنگامیکه خشم حرف می زند عقل چهرۀ خود را می پوشاند .
مثل چینی : همیشه دزدی وجود دارد که دزد دیگر را غارت کند .

چند ضرب المثل !!!

انگلیسی: طمع به همه چیز، از دست دادن همه چیز است.
ترکی: پایان جدایی ملاقات مجدد است.
عربی: هیچ کس را وادار به دو کار نکن، جنگیدن و زن گرفتن.
تازی: پرده اشک را با سوالات پاره کن!
انگلیسی: ضربات کوچک درختان بزرگ را از پای در می آورند.
ایتالیایی: معنی همه چیز دانستن هیچ ندانستن است.
تازی: مشورت با کسی کن که تو را به گریه می اندازد نه با کسی که تو را می خنداند.
روسی: برای کسی که شکمش خالی است، هر نوع باری سنگین است.
ژاپنی: «ملاقات» آغاز جدایی است.
دانمارکی: وقتی که آش از آسمان می بارد گدا قاشق ندارد.
لاتین: « مردگان» بهترین مشاورانند.
لهستانی: یک دروغگو می تواند دور دنیا برود ولی نمی تواند مراجعت کند.
یونانی: همه کس قوم و خویش آدم ثروتمند است.
فارسی: پیکان از جراحت به در آید و آزار در دل بماند.
عربی: «عشق» را نمی شود با پنهان کردن پنهان کرد.
سوئدی: «مرگ» آخرین پزشک است.
آفریقایی: یک دوست خوب را با هر دو دستت نگاهدار.
فارسی: مرد حکیم خرده نگیرد بر آینه.
یونانی: یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر باشد یا خاموش باش.
اسپانیولی: بدی اشخاص احمق، هم تراز نیکی اشخاص عاقل است.
فارسی: صدقه، راه به خانه ی صاحبش می برد.
لاتین: یگانگی هدف، دوستی ایجاد می کند.
اسپانیولی: مرد برای آسایش زن می گیرد و زن به خاطر کنجکاوی شوهر می کند.
فارسی: «علم» از بهر دین پروردن است نه از بهر دنیا خوردن.
طبرستانی: به من رفیقی بده که با من گریه کند، دوستی که با من بخندد را خودم پیدا می کنم.
فنلاندی: همیشه کمی بترس تا هرگز محتاج نشوی زیاد بترسی.
اسلواکی: تا وقتی که «زبان» زنده است «ملّت» نمرده.
بوسنی: مرحله اول بلاهت آن است که خود را عاقل بدانیم.
لهستانی: یک کلید طلایی به هر دری می خورد.
بلژیکی: متنبه کردن بهتر از متنبه شدن است.
انگلیسی: شوهر به مرد کن نه به پول.
مثل ایتالیائی :عشق یعنی ترس از دست دادن تو.
مثل لاتینی : اندیشه ی گوینده از گفتارش مهم تر است.
مثل انگلیسی: یک متر یک متر سخت است ولی یک سانت یک سانت مثل آب خوردن است.
مثل مصری : تندرستی ، تاجی است بر سر انسان سالم ولی هیچ کس جز یک بیمار این تاج رانمی بیند .